بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 81
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
قوله ق « من خالف اللّه فى امره لم يخالفه فى مراده » هركس مخالفت حق كند در امر او مخالفت نمىكند در مراد خود ، يعنى عقب مراد خود رفته ، كه در حقيقت مراد اللّه است ، با ارادهء تكوينى حتمى ، كه او را آفريده ، و قدرت و ارادت بر مخالفت خود داده ، پس ممكن است ضمير « مراده » راجع به حق باشد چنانچه فرمودهاند كه حقتعالى را دو نوع مشيّت است : حتمى ، و عزمى ، مشيّت عزمى است كه به آن علاقه گرفته مثلا حضرت آدم ( ع ) از شجرهء گندم نخورد ، و راضى نبود به مخالفت او ، ولى مشيّت حتمى و مقدّر ، اكل او بود از شجرهء منهيّه ، زيرا كه اگر اراده نمىبود خلق نمىكرد شجره را ، و مانع قدرت و ارادهء حضرت آدم مىشد ، هر چيز كه بوجود مىآيد لا بد با مشيّت و قدرت حقتعالى است ، و الّا در عدم مىماند ، ولى لازم نگرفته رضاى او را كه رضا نسبت ببعضى است ( كه هرچه بر سر ما مىرود مشيّت اوست ) « و من خالفه فى مراده وافقه فى مراده به » و هر كه مخالفت كند با حق در مراد خود ، يعنى عقب مراد خود نرود ، با آنكه مباح است در امر « كُلُوا وَ اشْرَبُوا » * كه ديده و شنيده پس او موافقت كرده با حق ، در مراد حق با اين شخص مخالف يا در خلاف نفس خود پس لفظ وافقه درست است با تقديم فاء يك نقطه به قاف دو نقطه و چون لفظ مراد ، در اصطلاح عبارتست از انبيا و اولياء و اينجا هم باب اراده است احتمال دارد كه معنى فقرهء اولى و اخيره اين باشد كه هركس مخالفت خدا كند در امر او بمباحات يا اوامر امتحانى مخالف حق نمىشود در باب مراد خود يا حق ، و هركس مخالفت حق كند ، در خصوص مراد خود ، به اين معنى كه براى امر مراد خود اوامر مباحه و سنتى حق را موقتا ترك كند ، مثل اينكه اختيار عزلت و تجرد كند ، و از بعضى لذايذ ، با امر مراد خود ، محروم گردد پس در حقيقت موافقت و طاعت امر حق كرده در مراد حق بسبب اين كار زيرا كه از طاعت مراد طاعت حق است و او چنانچه مراد مريد است مراد حق است كه من اطاع الرّسول فقد اطاع اللّه و الشّيخ فى قومه كالنّبىّ فى امّته و العلماء ورثة الانبياء و مخالفت امر حق هم ظاهريست نه واقعى ، زيرا كه مباحات و رخصتها چنانچه در حال مرض و مضرّت ، منهى و مردود است با امر طبيب ظاهرى ، و محرّمات ، حلال است ، هكذا در مرض نفسانى ، با امر طبيب روحانى قوله ق : الأركان الى العلم فى الإرادة عجز المريدين اركان